چشمون سیاه
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند الهی عاجز وسر گردانم ،نه آنچه دارم دانم ونه آنچه دانم ، دارم.
گرانی می کند بر خاطرش ، یادم ، نمی دانم که با این نا توانی چون توانم رفت از یادش؟! با یه دنیا حرف اومده بودم اما حالا ....... چرا نمیشه .. گمونم بهتره منم بگم : "الهی در سر گریستنی دارم دراز " نگارنده : صهبا در تاريخ : دوشنبه هجدهم تیر 1386
0:24 - |
| |