چشمون سیاه
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند سلام به همه دوستان عزیزم. وشرمنده همگی
مثل اینکه بعد از مسافرت طلسم شدم نمی دونم کدوم از خدا بی خبر چشمم زد!!!!!!!!!!!! از شوخی گذشته بعد از مسافرت با دوستان خوبم که خیلی خوش گذشت وجای همتون خالی به طور خواسته ونا خواسته خودمو تحریم اینترنتی کردم . حتی در اتاقی که سیستم توش بودو قفل کردم . باید کمی از این اعتیاد کم میکردم و فرصت مناسبی برای اینکار پیدا شدو منم دست به کار شدم. و فعالیت اینترنتی من قبل از ترک اعتیاد : بعضی شبا میومدمو با خودم میگفتم نیم ساعت بیدار میمونم بعدش میرم میخوابم . دلم طاقت نمیاورد نیم ساعت تبدیل به یه ساعت ونیم میشد . بعدش میگفتم یه سر به یا هو بزنم فقط افامو بخونم یکد فعه با یه عالم چراغ روشن مواجه میشدم که دیگه................ بقیشو خودتون بگید وقتی ادم میبینه ملت بیدارن که خوابش نمی بره !!! یهو چشمامو وامیکردم میدیدم تو سه تا کنفرانس هستم یه جور به صندلیم کیپ میشدم که شب وصبحم بهم گره میخورد . تا اینکه بچه ها تو کنفرانس میگفتن موقع نمازه .......... حالا به من حق میدید که چند روز خودمو تحریم یا جریمه کنم؟؟؟؟ ولی تو این شبا به چیزایی رسیدم که برام خیلی با ارزش بود . اما چون خیلی دلم واسه دوستای خوب و مهربونم تنگ شده بود طاقت نیاوردمو دوباره ............... امیدوارم این تاخیر کمی از وابستگیمو کم کرده باشه .
نگارنده : صهبا در تاريخ : جمعه هجدهم فروردین 1385
16:45 - |
| |